روزای آخر سال 93
دختر نازم ..آوین مامان
امسالم با همه خوبی ها و بدیهاش تموم شد
دخترم ، عزیزم ...ای که همه داشته ها و نداشته های مراتو به تنهایی جوابی هستی نیکو...دنیای من گرد آمده در چشمان پر از خنده ات ... کاش مرا صدایی بود تا فریاد کنم حسی را که روزها و ماه هاست مرا در خودش غرق کرده...
زعفرانیه تبریز کنار عمو میکی موس

شهربازی زعفرانیه تبریز دست دایی مهدی درد نکنه خیلی بهت خوش گذشت

تالار ماریانا مهمونی دایی رسول که از مکه اومدن .

عزیزم، دخترم، زندگی من، دوستت دارم. آنقدر که در وصف نمی گنجند. عزیز دل من، تو همیشه لحظههای شادی برای من ساختی و عشقی عظیم و قدرت تحملی بالا به من هدیه دادی! خدایا همیشه و همیشه و همیشه به خاطر حس قشنگی که بهم هدیه دادی ازت ممنونم! خدایا دوستت دارم. دوستت دارم که عشق مادری را به من دادی. دخترم، پاره تنم، تو با خندهها و شیرینزبونیهات، با حضور گرمت تو زندگیم، روزگارمو مملو از عشق و شادی و صفا کردی. آرزویم پرورش تو است نهال زندگی ام. عزیزم تا انجا که در توان دارم برای داشتنت و برای بودنت برای بزرگ شدنت خواهم کوشید.


روزای آخر سال 93 
